تبلیغات
. - خطاب به بانو مرضیه ی اوجی ...

خطاب به بانو مرضیه ی اوجی ...

15 آبان 91 14:45

نویسنده : قند پارسی


در پاسخ به شعری از بانو مرضیه اوجی

 ***

ای کـه در اوج ملاحـت نمکت شیرین است
من ندانم تو بفرما ..نمکی !؟ .. یا ..شکری؟

چتـر طـاووس و یـا  چیت ِ  قـلـمکـاران است
ای کــه در شعر  تـداعی کـن طـاووس نـری

زائری بست نشینم ... چه بگـویــم در خـور
غیـر از اینـکـه  تـو  همان شاهچـراغ نـظری

تا قلم هست به دستـم غزلم فریــاد است
حاجتم نیست  بـه باطوم و  سـلاح  کـمـری

بـه ارادت قــدمی نـه , بـه سراپـرده ی دین
بـه عنـایـت  نـظـری کُـن  بـه کـتـاب ِ طبـری

بس که در دور و برم ((حضـرت آدم))  دیـــدم
می زنـم از سَر ِ اجبـار حـودم  را  بـه  خـری

بس کـه از دیـگ تـغـافـل بچشیـدم  عـم  را
عسل است در نظرم قهـوه ی تـلـخ  قجـری

دخل دل چیست ازاین خرج که کردیم ازعمر
حاصـل عمر چه بـوده ست  از این  رنجبـری

گر  به ریش من و گیس تـو بخندنـد رواست
کــودک ِ سـاده ی  ایـرانی ِ  عـصـر  حـجـری

بـا همه سادگی ام , گرچه حکیمم خواندی
من و حکمت ...!! بله , اما ... به اما و اگری

حاجی اهــل محـل  آیـنــه ی  دقـم  خـوانـد
معتمد روی بگـردانـد کـه شهـرو  "تـو شری




***


شادان شهرو بختیاری









دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: 19 تیر 93 21:52